رستم از این بیت و غزل

چو غنچه گرچه فروبستگی ست کارِ جهان

رستم از این بیت و غزل

چو غنچه گرچه فروبستگی ست کارِ جهان

سلام خوش آمدید

فیض ادامه دارد حتی اگر راه بسته باشد

جمعه, ۲۱ دی ۱۴۰۳، ۰۱:۲۸ ب.ظ

زهره امروز  صبح دعوتمون کرد جلسه قرآنشون. دفعه قبلی چن سال پیش این گروه رو دیدم تو خونه زهره اینها، اون روز قرار بود مادر ترمه و ترنم و تبسم بمیره و تنهاشون بزاره به خاطر یه سرطان پیشرفته. دورادور همیشه احوالپرسش بودیم ولی  امروز صبح دیدیمش. خودش و سه تا دخترها خوشگل تر از قبل عین ماه یه ضلع اتاق نشستن. نمرده بود چون به جای گوش دادن به حرف دکترها راه افتاده بود به دوره ، سائح شده بود، برای روستای تایباد کفش می برد برای وسفنارک گوسفند قربونی می کرد.اطراف پاکدشت خیریه بقیع رو زیر پا میذاشت .

سخنران جمع که حضار مرتب باهاش،شوخی می کردند گفت اعتکاف قشنگه  اما یه برنامه کوتاه و موقته.  رهبانیت طولانی  با وجود اثرات واقعی که داره مال اسلام نیست. رهبانیت در طول تاریخ چند جور بوده یا تو دیر و صومعه یا به شکل بیابان گردی  وسیاحت.  سیاحت اون روزها  یه چیزی بوده غیر از گردشگری امروز. یه چیز پرسابقه حتی  از قبل خضر و موسی. درویش وار و بی چیز تو کوه و بیابون می چرخیده اند و فکر می کرده اند  و فکر. مالک هیچ چیز نبوده اند چون مردم آخرت به حساب می اومده اند و مردم دنیا تو هر شهر و دیاری وظیفه خودشون می دیده اند غذا و جای خواب و لباس به اینها بدهند. اما اسلام گفت همه ریاضتتون تو جامعه باشه رهبانیتتون تو نماز شب . توی مردم داری و مهربونی و روزه سیاحت کنین. 

و گفت تو پاکستان یه اعتقادی دارن به اسبی که بعنوان اسب امام حسین شبیه در می کنن  و ازون برای بچه دار شدن و شفا تبرک می گیرن. خدا هم دیده اینجا دنبال شفا هستن کوتاه اومده براشون شفا رو اینجا قرار داده وحتی بنیانگذار پاکستان، بچه ایه که خدا اینجوری به پدر و مادرش بخشیده اش...

سخنران جلسه که بعدش فهمیدیم برای خودش یه استادیه و اینجا طرف شوخی مرد و زن جلسه است ادامه داد ظاهرا هر جور بگیری همون جور می گیره خدا برات و سخت بگیری سخت می گیره.

ایناها اینجا توی کتاب خدا نوشته : خدا تو قلب مسیحیا رحمت و رافت گذاشته و بعد رهبانیتی خودشون ابداع کردند که درستم رعایتش نکردند اما...

بعدها یه شمه ای ازش واجب شد بهشون

خلاصه اون یهودی حیله گر درونم خواست ازین نمد کلاهی برای خودش بدوزه‌ . برگشت گفت: دیدی همیشه بهت می گفتم: سخت میگردد جهان بر مردمان سخت کوش؟؟؟

و ادامه داد یهودی من که تو هم به سیاحتت با زن و مرد اینجا و اونجا ادامه بده و سرمشق برادر صوفیت رو دنبال نکن. خدا کریمه هر جور بگیری صراط مستقیم رو به سمتت خم می کنه ....به حق پنج تن!

 

 

  • ۰۳/۱۰/۲۱
  • Just a tiny bit of dust

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی