به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش

که نیستی است سرانجام هر کمال که هست

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش

که نیستی است سرانجام هر کمال که هست

سلام خوش آمدید

خودزنی

چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۴، ۰۶:۰۶ ق.ظ

دیروز زنگ زدم خونه دایی. خانومش گوشی برداشت، از شادی جیغ زدم،زنداییم  پنج ماهه که آمریکاس و در حالیکه هنوز چهل روز از ویزاش مونده هوس کرده برگرده، اونم کی؟ درست سه ی صبح جمعه، بدترین و اولین روز جنگ .....میگه خوش شانس بودم

به تعجب تبدیل میشم. هر کی دیگه بود میگفت بدشانس بودم ....گفتم زندایی تو مرد روزای سختی....

همه شون رو دوست دارم و از ده دوازده سالگی با یک یکشون بخاطر بحثهای سیاسی دعوامون میشد....یک ذره هم نظام رو قبول ندارن، با اینکه بخاطر انقلاب خیلی کارها کردن، اما از دهه هفتاد یه چیزایی آزرده شون کرد و به کنجی نشستن، به خاطر همین یاس،  بچه های داییم اواخر دهه هشتاد شغل و خونه و زندگی رو رها کردن هر کدوم رفتن یه گوشه، یکی آمریکا یکی فنلاند.....اما حالا چیزایی می گفتن که شادیش دلمو شست از غبار همه بحثهای بیخود گذشته.....

یکی از وبلاگهایی که دنبال می کنم نوشته: " هرچی از نتانیاهو متنفر باشم به نفرتم از جیم الف نمی چربه و شادم از خوردن تهران، مخصوصا از خوردن صدا سیما ...با اینکه خیلی ایران دوست هستم. " کامنتاشو بسته و الا همونجا بهش می گفتم خب چه عیبی داره اینم از برکات جنگه که سبب تخلیه هیجانات منفی شما شده. ماهم از شادی شما ناشاد نیستیم. اصلا تو این زد و خوردها قولنجمونو می شکونیم...

.البته اگه بتونیم چشم از اون سر کوچولویی که روی تخت صورتی خونه شون شکافته شد و خونش ریخت به اسکلت ساختمون، برداریم.....

دیروز فرمانده ارتش پاکستان سه بار قسم خورده که گوش به فرمان ایرانم. بعدم گفته که ایران از من درخواست کمک نکرده ولی اگر کسی بیاد کمک اسرائیل منم کمک ایرانم. اونم بعد اینکه پارسال در تعقیب انتحاریهای حادثه کرمان، مجبور شدیم به خاک پاکستان حمله کنیم و بزنیم و بخوریم و نهایتا.... آقای رئیسی سه هفته قبل شهادتش رفت اونجا دلجویی کرد از دولت پاکستان.

راستش یادم نمیاد تو دنیا برای کسی اینجوری مایه گذاشته باشیم. دفعه آخری که سپاه قدس تو سوریه عملیات کرد، فقط شاخه کوچیکی از توان نظامی ما بود و مردم چقدر معترض ....همون سوریه ای که اگه داشتیمش .....

ولش کن اینجا رو باش که دیشب گنبد آهنین هفت بار خودزنی کرده

دیشب قرومب و قرومب آسمون که شروع شد اداشو در آوردم با دهنم، پسر کوچولو میگه مامان اسرائیل بازی شروع شد؟ گفتم آره، بریم تماشا؟ 

با همسرم  و بچه ها رفتیم پشت بوم و صحنه تلخی دیدیم. چنتا پهپاد از کوچه پس کوچه های محله خودمون، هوا کرده بودن تا آتیش پدافندو هدر بدن. زنگ زدیم و پیام گذاشتیم. از محله ما چن روز پیشم هشت نفرو در این کار دستگیر کردن

ولی کی می تونه برآورد کنه که ما چقدر به بچه های پدافند مدیونیم؟ بی سپر توی بیابونها، موشک ساقط می کنن و بی صدا شهید میشن...

 

 

 

 

هیعی.‌....دشمن عزیز، ازین فاصله چقدر درگیری ام با تو پوچ به نظر می رسه، شاید چون جنگ واقعی و درگیری با دشمنی ناعزیز اتفاق افتاده این طور خیال میکنم. والا درگیریهای باطن داری داشتیم نه؟ خوبه که گذشته ....نه؟ 

 

 

  • ۰۴/۰۳/۲۹
  • .

نظرات (۳)

  • 💕 پسر خوب 💕
  • خیلی باحاله

    باحاله که بمیریم و بعد از مرگ ببینیم که این بازیه دنیا چقدر کوچیک و کوچیک و ناپایداره، و اینکه اصلا مال ما نیست، با اینکه فکر میکنیم ایران مال ماست، یا ماشین مال ماست یا خونمون مال ماست، تا چشم برهم بزنیم میبینیم کسان دیگه ای یا بچه هامون یا بیگانه ها اومدن و دارن جای خونه ی ما و به جای ما زندگی میکنند، و این قدرت خداست، خدا همه رو روی زمین امتحان میکنه، چرا دل بستیم به مکان و زمان و حتی آدمها و حتی زندگی و جان خودمون...

    خیلی قشنگه بعد از مرگ...

    پاسخ:
    دمت گرم ای والله 
    جدی خیلی خوبه دیدگاهت...
    همه چی مال خداست 
    دشمنی دشمنها و دوستی دوستان جدی تر از ارتباط ما با خدا نیست، و بستگی ما به مال و خانه و حتی خاک و وطنمون هم خیلی کم اهمیت تر از بستگیمون به خداست
  • ღ*•.¸ســـــــائِلُ الزَّهــــرا¸.•*´ღ
  • ابجی جان اشکمو در آوردی

    داغ دلم تازه شد...😔

    بخدا که ما مدیون همه اونایی هستیم  که برای دفاع از وطنمون جونشونو گذاشتن کف دستشون. هم مدیونیم وهم غبطه میخوریم به حالشون

    خداقوت به همشون

    پاسخ:
    اصلا وقت نمیشه بشناسیمشون هم

    بچه های پدافند، میدونم شاید این پیام من بهتون نرسه، که احتمالا نمیرسه... اما شب هاست که به چشم خودم دارم می بینم، شاید یکی دیگه هم میگفت، قبول نمیکردم،دارم با چشمای خودم می بینم، دارم شجاعت و مردونگی و غیرتتتون رو تا عرش آسمون ها می بینم، فارغ از هر عقیده و داستان و ماجرایی، تک تک ما، عمیقا، بهتون مدیونیم... 

    حضرت علی پشت و پناهتون...

    پاسخ:
    وقتی که شهر خوابه....
    خیلیم شهید داده ان ها

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی