به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش

که نیستی است سرانجام هر کمال که هست

به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می باش

که نیستی است سرانجام هر کمال که هست

سلام خوش آمدید

رفتن به بیان به جای مجلس مهم

سه شنبه, ۱۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۰:۴۴ ب.ظ

امشب نرفتم 

آخرین شب بود

قرار بود جمع بندی باشد 

نرفتم و نشستم سی تا پست از شماها خواندم و کامنت گذاشتم با تمام دل و جان

یک نفر هم جواب کامنتی که با تمام دلم داده بودم نوشت :...گویی ممنوع 

قبل از اینکه بهم بربخورد نگران شدم که نکند با کامنتم رفته باشم روی اعصابش و هنوزم نگرانم

آمدم قطع دنبال کنم پست جدیدش را دیدم درباره بودیسم

دیدم خب....خواندنش هر از گاهی خالی از آورده نیست گرچه لطفی ندارد با این طرز برخوردی که چندین بار از حضرتش دیده ام

اما مگر دعوتم کرده بود که بخواهم ازاین سبک سنگینها بکنم...فوقش دیگر به قول خودش ...گویی نمی کنم 

راستش همه شماها دربدر دنبال وفاقید ولی طرف مقابل اصلا تمایلی ندارد 

دستش برسد همه تان را از دم تیغ می گذراند....نمونه اش این بنده خدا!

بگذریم 

سخن تازه چه؟

امید را و روح را و درک جدیدی از معنای جامعه را در وبلاگ   طورسینا دیدم راستی راستی دارد چهل سالش می شود. چند سالی هست رفته توی آماده باش برای چهل سالگی و فکر کنم دیگر وقتش شده که دیو یا پری پیشانیش را ببوسد و بگوید تو مال خودم شدی

معنای جدیدی از وظیفه و عمل کردن به وظیفه و اثرگذاری را هم در وبلاگ سرباز دیدم

این سرباز همیشه در حال گریه کردن و آرزوی شهادت بوده است و اشک ما را هم در آورده..

.انسان توی  بعضی وبلاگها عرقش در می آید .

بعضی وبلاگها  اشکش

اما جاهایی هم هست که خون انسان را می ریزند، و آدم تا ابد از آنجاها نمی رود ...

تا ابد می دانی یعنی چه؟ 

البته معنی ازلی را هم خودت  فهماندی بهم ....

  • ۰۴/۰۴/۱۸
  • .

نظرات (۷)

سلام

 

یعنی می خواستید وب رو ببندید؟!

پاسخ:
سلام علیکم 
نه بابا 
اوشون رو میخواستم قطع دنبال کنم که نکردم

خب ایرادی نداره :/ 

دستتون درد نکنه

پاسخ:
شما چرا تشکر می کنین؟ 
راستی یادم نرفته که ازتون طلبکارم

جالبه، منم امشب دلم وبلاگ گردی میخواست، اتفاقا اولین وبلاگ هم که سرزدم وبلاگ تو بود،اما حس کامنت نوشتنم نمیومد، اومدم کامنتای وبلاگ خودم رو تایید کنم، دیدم یکیش اذیتم میکنه، با خودم گفتم تاییدش نمیکنم، بعد دیدم پس بهتره اونای دیگه رو هم تایید نکنم...خدا میدونه که آدم چه چیزهایی رو توی این دنیای وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی که تجربه نمیکنه...

پاسخ:
خدا می دونه ...
من سه ماه توی بیان کارمند بودم 
شک دارم آقای ق مدیر بیان بدونه که اینجا چی ساخته شده
  • هیپنو تیک
  • سلام و رحمت خدا به شما فرشته هایی که با چشم باز کربلای غزه رو می بینید و سر می بازید ، اما رخ بر نمی گردانید ‌...

     

    همیشه عقیده من بر این بوده که یکی شما و یکی آقای پسر خوب که اخیرا وبلاگ دارن... توی هر شرایطی که خودتون باشید کامنت می ذارید برای وبلاگ ها ، اون هم کامنت های فکر شده و مهربان ..‌

     

    بعد حتی مواجه می شید گاهی با جواب ندادن، دیر جواب دادن، بد جواب دادن بقیه... با این حال برای رضایت کس دیگه ای مایه ی تسلی می شید و کامنت می گذارید ...

     

    حتی یادمه می خواستم یک بار یک پستی بذارم با عنوان "کامنت درمانی".... اصلا کامنت های شما خاصیت درمانی داره... گاهی آدم اونقدر حالش بده که همین "یک نظر جدید" بالای صفحه ی بیان از روی پل نجاتش می ده به خواست خدا....

     

    (ابد با هرگز چه فرقی داره؟......)

    من نمی دانستم، معنی ابد را؟.....

    ولی ابد دروغه ...

    اگه تا ابد موندن دروغ باشه، تا ابد نبودن دیگه قطعی دروغه ....

     

    مطمئن باشید همونطور که مرگ پیمان های ابدی بودن رو می شکنه، پیمان های ابدی نبودن هم قابل شکستنه....

     

    بذار یه سری از فرزندان آدم چند صباحی فکر کنن قرار نیست باشن و نخواهند بود .... :)

     

    وبلاگتون خیلی مظلومانه شده .... حساب سال و ماه مظلوم شدنتون از دستم رفته ‌...

     

    با این همه مظلومی و قرابت اگه دستتون به قنداقه علی اصغر(ع) رسید یه روزی یاد ما هم بکنید پیش مادرشون....

    پاسخ:
    وای ماهزده دلم مظلومیت خواس اصن 
    که تو بیایی نازم کنی 
    چقدر از توی تک تک جملاتت اون صدای خاص و پر تحریرت به گوشم میرسه 
    چه جونی به آدم میدی وقتی میگی نبودنها ابدی نیست
    تو خودتی اینا که به من گفتی 
    تولدتم مبارکها

    متأسفانه بیان و البته جامعه ما مصداق این آیه شده:

    تحسبهم جمیعا و قلوبهم شَتّی

    پاسخ:
    جامعه یه جوریه ها
    یعنی کشورهای دیگه هم اینقدر ....
  • ღ*•.¸ســـــــائِلُ الزَّهــــرا¸.•*´ღ
  • ابجی جان اینجاباید پوست کلفت باشیم

    هرمدل ادمی باهرعقیده وشخصیتی پیدا میشه.

    بعضی وقتا ما از مطلب یکی خوشمون نمیاد و باید با ارامش و احترام کامنت بنویسیم ،بعضی وقتاهم برعکس یکی از نوشته ما خوشش نمیاد و...

     

    پاسخ:
    با آرامش و احترام کامنت نوشتن جواب نداد. این اونجایی بود که کلا نباید کامنت می دادم.

  • 💕 پسر خوب 💕
  • چه متن زیبایی

    مثل همیشه ایده های زیادی رو تو ذهنم آورد و جرقه ی یه پست از نظر خودم زیبا رو زد

    ممنون

    پاسخ:
    لطف دارین ممنونم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی